تبليغاتX
مردم نگاری دینی - خلاصه کتاب "پژوهش فرهنگي؛ مردم نگاري در جوامع پيچيده"
بررسی عقاید مذهبی مردم از دید مردم نگارانه

 کتاب "پژوهش فرهنگي؛ مردم نگاري در جوامع پيچيده" ، نوشته "جيمز پ.اسپردلي و ديويد و. مک کوردي" ،ترجمه :"دکتر بيوک محمدي"
کتابي که من خلاصه آن را روي وبلاگم قرار دادم،‌کتابي است که استاد درس مطالعات اديان، جناب آقاي دکتر گيويان، براي آشنايي ما با حوزه مردم نگاري ، معرفي کردند. اين کتاب در مجموع کتاب خوبي است اما مشکلاتي در ترجمه آن به چشم مي خورد و من پس از خواندن آن تصميم گرفتم آن را خلاصه کنم تا ساير دوستاني که به اين حوزه علاقه مند هستند بتوانند ظرف 15 دقيقه اين کتاب را بخوانند.

خلاصه فصل اول:تجربه فرهنگي
مردم نگاري به معناي توصيف فرهنگي خاص است.
بهترين راه کسب مهارت مردم نگاري، تحقيق ميداني است.اين عمل باعث افزايش درک افراد و افزايش توانايي‌ آنها در برقراري ارتباط مي شود.
مراحل تجربه فرهنگي (توصيف در تحقيق ميداني)‌:
1- کسب ابزارهاي مفهومي : درک مفهوم فرهنگ و آموختن برخي از روشهاي تحقيق ميداني
2- ورود به ميدان تحقيق : انتخاب يک زمينه فرهنگي و ايجاد رابطه با افراد اطلاع رسان مورد نظر
3- انجام کار ميداني : جمع آوري و ثبت داده ها
4-  توصيف فرهنگي : تجزيه و تحليل و گزارش (توصيف فرهنگي)
انسان شناسي فرهنگي از دو قسمت مردم شناسي و مردم نگاري تشکيل شده است و در بين جوامع به مطالعه مشابهت ها و تفاوت هايي در رفتار انساني مي پردازد. هدف اصلي انسان شناسي ، توصيف، طبقه بندي، مقايسه و توضيح اين مشابهت ها و تفاوت هاست. به طور مثال آنچه که از آن به عنوان روابط غير مشروع ياد مي شود و در شرايع از آن منع شده است، بايد در مقايسه با روابطي مانند "ازدواج" توصيف شود چرا که در مردم نگاري، توصيف از اهميت اساسي برخوردار است و انسان شناسان آن را در فرقي که بين مردم نگاري و مردم شناسي به طور سنتي وجود دارد ، مطرح مي کنند.
اما فرهنگ چيست؟ براي فرهنگ تعاريف بسياري ارائه شده است که بسياري از آنها جنبه هايي از زندگي انسان را شامل مي شوند و تعدادي هم يک ديد همه جانبه دارند. تعريف مختار اين کتاب از فرهنگ اين است: "معرفت و شناختي که مردم جهت تعبير و تفسير رفتار اجتماعي به کار مي گيرند.اين معرفت اکتسابي است و تا حدي در ميان افراد مشترک است." ص26
مردم نگاري صرفا يک توصيف عيني مردم و رفتار آنها از ديدگاه خود محقق مشاهده گر نيست ، بلکه تلاشي است نظم يافته براي کشف معرفتي که گروهي از مردم آموخته اند و طبق آن رفتارهايشان را سازمان مي دهند. به طور مثال به جاي اينکه محقق بگويد "به نظر من اين مردم اينگونه عمل مي کنند"، بايد بگويد : "اين مردم فکر مي کنند که بايد اينگونه عمل کنند".  يعني بدين وسيله محقق دخالت و اعمال نظر خود را روي مردم و عملکرد آنها اعمال نمي کند و آنچه که هست را توصيف مي کند چرا که اساسا وجود يک علم درباره فرهنگ بر توصيف استوار است و توصيف عبارت است از ارائه عيني حقايق درباره جامعه، طرز سازمان يافتگي جامعه، قانون،‌ آداب و رسوم و باورهاي مشترک از ديدگاه فرهنگي و علايق يک نظاره گر. و عينيت در توصيف يکي از اهداف خاص مردم نگاري است . البته عينيت کامل امري غيرممکن است و تعصبات شخصي و نگرش هاي قومي در جمع آوري داده ها تأثير مي گذارند و محقق در همه حال و هميشه از ميان داده ها دست به انتخاب مي زند.
سه راهبردي که يک مردم نگار براي درک رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم مي تواند از آنها استفاده کند:
1- استفاده از افراد مورد مطالعه به عنوان آزمايش شونده: يعني ابتدا محقق رفتارهاي اجتماعي آزمايش شونده ها (متغيرها) را طبقه بندي مي کند و به مطالعه آنها مي پردازد و سپس روابط بين دو يا چند متغير را بررسي مي کند.سپس اين روابط را در شرايط آزمايشگاهي کنترل شده مي آزمايد.
2- استفاده از افراد مورد مطالعه به عنوان پاسخگو: در اين روش محقق رفتار را در محيط آزمايشگاهي مشاهده نمي کند. وي در عوض سؤالاتي طرح مي کند و از تعداد زيادي نمونه پرسشگري مي کند. آنگاه پاسخ هاي آنان را براي آزمون فرضيه ها يا کشف بعضي روابظ غير منتظره تجزيه و تحليل مي کند و در نتيجه اين تجزيه و تحليل ها مي تواند به پيش بيني درباره رفتار افراد مورد مطالعه بپردازد.
3- استفاده از افراد مورد مطالعه به عنوان اطلاع رسان: اطلاع رسان کسي است که محقق از طريق او اطلاعات کسب مي کند و با پاسخگو و مصاحبه شونده فرق دارد. اين واژه بيشتر توسط انسان شناسان که اغلب براي کسب اطلاعات از روش مصاحبه مشارکتي استفاده مي کنند، به کار گرفته مي شود. ص11   در اين روش محقق سعي مي کند که به اطلاعاتي دست پيدا کند که افراد براي سازماندهي رفتارشان به کار مي گيرند. اين کار مستلزم آن است که محقق زبان آنها را ياد بگيرد و به جاي ساختن مفاهيم جديد براي طبقه بندي رفتار آنها، سعي کند مفاهيمي را که خود اطلاع رسان ها استفاده مي کنند، کشف کند. صص 30-32
هر کدام از اين سه نگرش براي درک علمي رفتار انساني مهم است.
در اينجا باز لازم مي دانم که سه نکته بسيار مهم در مردم نگاري را يادآور شوم:
1- مشاهده همه چيز غير ممکن است ،‌از اين رو هميشه مشاهده انتخابي صورت مي گيرد.
2- واقعيات و اموري که ما مشاهده مي کنيم ،‌معني خود را بيان نمي کنند. بنابراين در هر مرحله از جمع آوري اطلاعات، تعبير و تفسير انتخابي تأثير مي گذارد.
3- هر کدام از اين اعمال انتخاب کردن ها از تجربيات شخصي و زمينه فرهنگي محقق متأثر مي شوند.به طور مثال دوست داشتن و اکراه نسبت به بعضي موضوعات باعث حدي از سوگيري در مطالعات مردم نگاري مي شود.ص39

خلاصه فصل دوم : زمينه هاي فرهنگي
انسان شناسان فرهنگي براي مطالعه زندگي فرهنگي مردم به ميان آنها مي روند و افعال آنان را از نظر مي گذرانند. به آنچه مي گويند گوش فرا مي دهند و در برنامه هاي آنان شرکت مي کنند و سعي در شناخت هويت و تعلقات فرهنگي مردم دارند. اما در جوامع پيشرفته و پيچيده مشکلي بر سر راه انسان شناسان وجود دارد و آن اين است که در اين جوامع ، فرهنگ عامل مشترک بين همه اعضا نيست و دست کم در سطحي خاص فرهنگ يک جامعه ،‌ پيوند دهنده راه و روش زندگي به شمار نمي رود و همچنين در چنين جوامعي ، گروه هاي کوچک بسياري وجود دارند که تعاريف عام از فرهنگ درباره آنها صدق نمي کند.
يکي از اين تعاريف عام و کل نگر را تايلور ارائه کرده است:
" فرهنگ يا تمدن در مردم نگاري به معني وسيع کلمه ،‌يک کل پيچيده است که شامل باورها ، هنر، اخلاقيات ، قانون، رسوم و هر گونه قابليت و عاداتي است که فرد به عنوان عضو جامعه کسب مي کند." صص 49-50
يکي از راههاي مطالعه فرهنگ ،‌مطالعه شرايط اجتماعي است. اما مهم است که ما معني درست زمينه هاي فرهنگي و شرايط اجتماعي را بدانيم. زمينه هاي فرهنگي معرفتي است که عمل کننده ها در شرايط اجتماعي از آنها استفاده مي کنند و موقعيت اجتماعي محل فيزيکي، حوادث ، اشياء و افرادي است که توسط محقق قابل مشاهده است.
بنابراين شروع به مشاهده موقعيت اجتماعي ، يکي از راهبردهاي اساسي در جهت رسيدن به مباني فرهنگ عمومي است که البته اين فرهنگ در کل خود مي تواند عموميت داشته باشد ولي در جزء، نگرش هاي متفاوت ، شرايط اجتماعي متفاوت و... بر آن تأثير مي گذارند و آن را به سوي خاص شدن سوق مي دهند. به طور مثال در کشور لبنان ، مردم از 18 فرقه مذهبي که همگي به رسميت شناخته شده اند ، تشکيل شده اند که همگي آنها از حيث لبناني بودن داراي فرهنگ هاي مشترکي هستند ولي مذاهب و تعليمات گوناگون ، فرهنگ هاي خاصي را در آنها به وجود آورده است که آنها را از سايرين متمايز مي سازد.
زمينه هاي فرهنگي بسياري در جامعه وجود دارند که مي توانند موضوع مطالعات فرهنگي و مردم نگاري قرار بگيرند. پيدا کردن آنها سخت نيست بلکه مشکل، انتخاب يکي از ميان صدهاست.کافي است به خيابان برويد و به اطراف بنگريد.هر چيزي مي تواند موضوع تحقيق باشد.تابلوهاي تبليغاتي،‌ باشگاه ها ، آرايشگاه ها ، فروشگاه ها ، دادگاه ها ، پليس و ...
تحقيق در زمينه هاي فرهنگي با مشکلاتي همراه است از جمله:
1- عدم مهارت در شناخت فرهنگ هدف: مطالعه در زمينه هاي فرهنگي به شخصي ماهر که اولا فرهنگ هدف را خوب بشناسد و ثانيا خودآگاهي و هوشياري بالايي داشته باشد و همچنين بايد بتواند سيگنال هاي فرهنگي را به درستي درک کند.
2- سؤال پرسيدن از اطلاع رساني که مي داند شما با زمينه فرهنگي او آشنا هستيد: اين درست مانند اين است که دو نفر از يک فرهنگ درباره چرايي وضعيت فرهنگي خودشان از يکديگر سؤالاتي بپرسند. از آنجايي که فرهنگ عمومي براي آنها نهادي شده است، پرسيدن اين قبيل سؤالات ممکن است فرد را احمق جلوه دهد.

خلاصه فصل سوم : اطلاع رسان هاي فرهنگي
کار با اطلاع رسان نشانه چگونگي تحقيق ميداني در مردم نگاري است.مردم نگار با اطلاع رسان رابطه ممتد و مبني بر اعتماد ايجاد مي کند و بهتر است اين رابطه براي طرفين سودمند باشد. اين کار (تحقيق ميداني) مشکلاتي به همراه دارد که برخي از آنها عبارتند از: رفتن به جايي ناآشنا ، ايجاد مشروعيت و مقبوليت فعاليت هايش در محل ، درخواست اطلاعات از بيگانگان و ايجاد رابطه با اطلاع رسان.
مردم نگار بايد به گونه اي رفتار کند که باعث ايجاد ناراحتي در اطلاع رسان و مردم مورد مطالعه نشود. در اين گونه تحقيقات در هنگام برخورد و ملاقات با مردم ناآشنا و پرس و جو از شيوه زندگي آنان ، داشتن اضطراب بسيار معمول است اما اگر اين اضطراب به ترس تبديل شود، مي تواند مهمترين مانع در انجام تحقيقات مردم نگاري باشد.
براي مقابله با اين اضطراب اولا بايد ترس خود را بپذيريد و با دوستي مشورت کنيد. ثانيا قبول کنيد که چنين تجربه اي بسيار معمول است و نوعي شوک فرهنگي(فشار رواني حاصل از حضور در گروه يا اجتماع بيگانه) است.راه سوم براي مقابله با اضطراب ،‌کار کردن به صورت گروهي و تيمي است چرا که کار گروهي اعتماد به نفس را افزايش مي دهد. اما بايد مواظب بود که تعدد محققان باعث ايجاد رفتار تحريک آميز نشود. راه چهارم انتخاب زمينه فرهنگي است که براي محقق تهديد کننده نباشد. مثلا مطالعه مسجد محل بسيار آسان تر از مطالعه پاتوق ولگردهاي خياباني است. راه نهايي تسکين اضطراب قبول اين واقعيت است که چنين احساسي موقتي و زودگذر است .
پس از غلبه بر اضطراب و ترس ، محقق وارد کار ميداني مي شود و به سراغ اطلاع رسان مي رود. به دو روش مي توان قابليت اعتماد به اظهارات يک اطلاع رسان را افزايش داد:
1- ايجاد رابطه اي دوستانه به کاهش اظهارات نادرست مي انجامد.
2- يک سؤال را در قالب هاي مختلفي بپرسيد تا نظم منطقي پاسخ ها را برآورد کنيد اما اين نکته را بايد مد نظر داشت که اطلاع رسان خوب کسي است که هم مايل به صحبت کردن باشد و هم از صحبت هاي تحليلي پرهيز نمايد.
بهترين راه پيدا کردن يک اطلاع رسان ، پيدا کردن واسطه اي است که بين محقق و اطلاع رسان ايجاد رابطه کند. حسن اين کار اين است که اطلاع رسان چون با واسطه محقق آشنايي داشته و به او اعتماد دارد، به محقق نيز اعتماد خواهد کرد.
مردم نگار علاوه بر اطلاع رسان، بايد اعتماد مردمي که به ميان آنها مي رود را نيز جلب کند و اولين قدم براي اين کار توضيح دادن اهداف و مقاصد خود است. اين توضيحات بايد جامع باشند ولي دليلي ندارد که ماهيت واقعي محقق فاش شود چرا که احتمالا اطلاع رسان با او همکاري نخواهد کرد.اذا مثلا محقق مي تواند خود را دانشجوي فلان رشته از فلان دانشگاه معرفي کند که در پي يافتن زندگي علمي مردم است.اين مسأله محقق را در بهترين موقعيت براي کسب اطلاعات از افراد قرار مي دهد.
عنصر مهم ديگر صداقت است. محقق نمي تواند براي مدت طولاني هويت خود را مخفي نگاه دارد.اما صداقت به اين معنا نيست که محقق تمام ريزه کاريهاي کار خود را توضيح دهد. گفتن کليات کافي است و پاسخ به سؤالات اطلاع رسان هم در عين صادق بودن بايد خلاصه باشد.
مردم نگار بايد صبور و با حوصله باشد و از آرامش روحي برخوردار باشد . در غير اين صئرت جريان تحقيق او دستخوش تحول خواهد شد چرا که اطلاع رسان در کنار فرد عصبي احساس اعتماد و آرامش نمي کند. يادداشت برداري و ساير وسايل ثبت اطلاعات هم ممکن است به رابطه محقق و اطلاع رسان لطمه وارد کند.

خلاصه فصل چهارم: معاني فرهنگي
يک راه خوب براي پيش بيني رفتار افراد ، طبقه بندي آنها در مقولات مختلف، با توجه به زمينه فرهنگي آنهاست.در دانشگاه براي دانشجويان مقولاتي مانند علاف، بيزنس من، خرخوان و...به کار مي رود که گاهي اوقات حتي در طريقه برخورد ديگران با او تأثير مي گذارند.( به طور مثال دانشجوي درسخوان را "دکتر" خطاب مي کنند.)
مقوله پردازي ، نوعي کشف کردن اشياء در محيط به صورت طبقه بندي شده نيست بلکه نوعي ابداع خود ما براي طبقه بندي و سازماندهي تجربياتمان است.با اين عمل ما بر قراردادي بودن نظام معنايي فرهنگ تأکيد مي ورزيم.
گاهي اوقات اطلاع رسان بسته به نظام معنايي فرهنگ خودش از مقولاتي نام مي برد و به طريقه اي خاص صحبت مي کند.براي کسب يک شناخت اوليه از نظام معنايي اطلاع رسان و همچنين کسب اسامي بسياري از مقولات ، بايد از سؤالات کلي استفاده کرد. (مثلا ، ممکن است درباره شغلتان براي من صحبت کنيد؟) اطلاعات حاصل از پاسخ به سؤالات کلي به علاوه مشاهدات اوليه محقق ،‌اساس سؤالات بعدي را تشکيل مي دهد.
گاهي اوقات بعضي مقولات، مقولات ديگري را در خود جاي دادند و به آنها اشتمال دارند.(ساختار نظام معنايي فرهنگ). مثلا مقوله "کارگر وازده" اعم از زمين شور و عمله است و به آنها اشتمال دارد. نظام معرفت فرهنگي هم داراي ساختار است و هم داراي محتوا و اين دو با يکديگر مرتبطند. مردم نگار اگر چه به شناخت معنا و محتوا علاقه مند است ولي نمي تواند ساختار را ناديده بگيرد،چون براي درک مقولات بايد ساختار آنها را بشناسد.
نظام مقوله بندي فقط جهان اطراف را تقسيم بندي نمي کند، بلکه تعريفي از آن نيز به دست مي دهد. بنابراين، محقق براي درک رفتار انسان،بايد تعريف آنان را از شرايط بداند و اصل تعيين کننده چنين نظام معنايي، اصل "تقابل" است.اين بدان معناست که هر مقوله اي مستلزم قضاوت درباره مشابهت ها و تفاوت هاست و وقتي ما چيزي را از نوعي شمرده و در آن مقوله قرار مي دهيم، يعني بيان مي کنيم که آن از مقوله ديگري نيست و اين همان اصل تقابل است. معنا (يا همان تعريف) و تقابل ( که مي گويد فلان چيز از مقوله ديگري نيست)، اصل تعريف هر مقوله است. به طور مثال وقتي مي گوييم "آن پسر دانشجو"، ضمن تعريف ويژگي او (دانشجو بودن)، ذکر مي کنيم که او يک دختر نيست.
همانطور که پيش از اين گفتيم ، نظام مقوله اي ، عناصر تشکيل دهنده هر فرهنگ است و براي توصيف دقيق و صحيح هر فرهنگ، دستيابي به ساختار اين عناصر ضروري است.بهترين طريق رسيدن به آن ، پرسيدن سؤالات ساختاري است. سؤال ساختاري ،سؤالي است که براي کسب مقولات ادراکي طرح شده است و پاسخ به آن ، خود طبقه بندي است و اغلب به تکرار واژه هاي مطرح شده در سؤال  کلي مي انجامد. مثل : انواع مختلف يخ کدام است؟ يخ تازه،‌يخ کهنه ، يخ برفي ، يخ صاف و...
اما براي رسيدن به صفات مقولات خاص، بايد سؤالات صفات يا نشان ها را پرسيد. اين گونه سؤالات برخلاف سؤالات ساختاري که به مشابهت ها مي انجامد،‌ ما را به کشف تفاوت مقولات رهبري مي کند. مثل: فرق يخ تازه و يخ کهنه چيست؟ سطح يخ تازه صاف تر است اما يخ کهنه اين طور نيست و...

خلاصه فصل پنجم : توصيف فرهنگي
توصيف ، آخرين فراورده مردم نگاري است. توصيف بايد به گونه اي باشد که درک آن فرهنگ براي افرادي که با آن فرهنگ آشنا نيستند، ميسر باشد. براي انجام يک توصيف فرهنگي خوب بايد پس از هر مصاحبه يا کسب اطلاع از اطلاع رسان، محقق ، اطلاعات را تجزيه و تحليل کند. اين امر زمينه را براي طرح سؤالات جديد و شناسايي و تعريف مقولات جديد مهيا مي کند.برخي مواقع ، مردم نگار بايد براي شيوه سازماندهي اطلاعات ،‌دست به انتخاب بزند چرا که فرمول خاص و ساده اي براي اين امر وجود ندارد.
براي نوشتن توصيف مردم نگاري ، بايد موارد زير را فراهم کرد:
1- يک سلسله يادداشت ها از مشاهدات و مصاحبه ها که به ترتيب زماني ثبت شده اند.
2- فهرستي از حوزه هاي مختلف که زمينه هاي فرهنگي موضوع مورد مطالعه را پوشش مي دهند.
3- يک يا چند رشته واژگان (اسامي مقولات)، مرتب شده بر مبناي موضوع تحقيق
4- يک يا چند سلسله صفات براي موضوعات انتخاب شده
5- نقل قول هاي متعدد از اطلاع رسان که بر مبناي مقولات مورد مطالعه کدگزاري شده باشند.
6- بيانات توصيفي متعدد از مشاهدات که آنها نيز بر مبناي مقولات مورد مطالعه کدگزاري شده باشند.
بهتر اين است که نوشتن توصيف با خلاصه اي از گزارش شروع شود. اين خلاصه مي تواند شامل مقدمه، روش تحقيق ميداني، شرايط و توصيف فرهنگي باشد.
براي نوشتن توصيف فرهنگي مي توان از طرق زير استفاده کرد:
1- محور قرار دادن ساختار معرفت فرهنگي: استفاده از اطلاعاتي که از مقولات فرهنگي اطلاع رسان جمع آوري شده است. و همچنين تعريف آن مقولات و نشان دادن روابط آنها.
2- تأکيد روي طرقي که افراد در زمينه هاي فرهنگي مورد نظر براي رسيدن به اهدافشان به کار مي گيرند.
3- تلفيق تعاريف فرهنگي بر مبناي کارکرد آنها: بررسي چگونگي مطابقت افراد با موقعيت هاي اجتماعي و شرايط موجود.

                                                            پايان

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:42  توسط عبدالمجید طاهری  |