کمی قبل تر مطلبی تحت عنوان شیلان در همین وبلاگ گذاشتم. همانطور که ذکر کردم، شیلان، سنتی مذهبی است که از اعتقادات دینی مردم خونگرم روستایی سرچشمه می گیرد و برای طلب روزی و به شکرانه سال پرمحصول زراعی، برگزار می شود.
چند سال پیش که شبکه استانی سیمای مازندران، برنامه ای تحت عنوان شیلان پخش کرد، تعجب کردم که در روستای آبلو، ۲ کیلومتری محل سکونتم، سنتی با قدمتی بیش از ۷۰۰ سال وجود دارد و سالی ۲ بار برگزار می شود ولی من از آن بی خبرم. لذا وقتی آقای دکتر گیویان ، استاد درس مطالعات ادیان از ما خواست تا به بررسی یک سنت مذهبی در اطراف شهرمان بپردازیم، بدون معطلی شیلان را انتخاب کردم و سعی کردم بتوانم آن را درست بررسی کنم.
به سراغ اهالی روستای آبلو که احتمال می دادم فیلم را داشته باشند، رفتم ولی هیچ کس آن فیلم را ندارد و تهیه آن از آرشیو صدا و سیمای مرکز مازندران هم با شکست مواجه شد لذا با آقای سید علی اکبر ابراهیمی که در این قصه بسیار به من کمک کردند، مراجعه کردم و قرار شد ایشان ترتیب چند مصاحبه در این مورد را با اهالی دانای روستای آبلو بدهند و همچنین تعدادی فیلم و عکس از مراسم هم به بنده بدهند.
روز پنج شنبه مورخه ۳/۵/۸۷ ، آقای ابراهیمی با من تماس گرفتند و خبر دادند که مراسم شیلان، فردا در گلزار شهدای آبلو برگزار می شود. دوربینی تهیه کردم و آماده رفتن به مراسم شدم. به طور غیرمنتظره ای فهمیدم که همزمان در روستای اطرب نیز این مراسم برگزار می شود. از آن پرس و جو کردم و از یکی از آشنایان خواستم که به مراسم اطرب برود و چند عکس برای من تهیه کند. ولی تا به حال که یک هفته از آن روز می گذرد، عکس ها به دست من نرسیده اند.
به مزار شهدای آبلو رفتم و تمام مراسم را از نزدیک دیدم و از آن فیلم و عکس تهیه کردم. آبلویی ها ۲ بار در سال این مراسم را برگزار می کنند. بار اول را در همان روستا، بر سر مزار فردی به نام آقا سید میر رفیع که چند صد سال قبل در آنجا می زیسته و گویی از انسان های با کرامت آن دیار بوده است، برگزار می کنند. این مراسم در اواسط بهار (اردیبهشت ماه) در روستای آبلو برگزار می شود و وسعتی کوچکتر از مراسم دوم دارد ولی کیفیت برگزاری هر دو مراسم یکی است. آنها می گویند که مراسم اول به نیت طلب داشتن سالی پربرکت از خداوند برگزار می شود و به نوعی دعا به درگاه خداوند است. اما مراسم دوم که معمولا ابتدای مرداد هر سال و گاهی اواسط تیر ماه برگزار می شود، جنبه شکر و سپاس از خداوند دارد و به شکرانه سال پربرکت زراعی، مردم روستا بر سر قبور نزدیکان خود حاضر می شوند و به شکرانه و برای شادی روح امواتشان، اطعام می دهند. آنها معتقدند با این کار روح امواتشان شاد می شود و خداوند به خاطر شاکر بودن این مردم، نظر لطف خود را بیش از پیش به آنها معطوف می دارد. آنچه جالب بود این بود که من در آن مراسم با صحنه هایی فراتر از انتظارم مواجه شدم و آن دیدن خردسالان بسیاری بود که با شادی و نشاط در گلزار شهدا به بازی و تفریح مشغول بودند و همچنین پدربزرگ ها و مادربزرگ های مسنی که مانند گل سرسبد این مراسم، در میان فرزندان خود نشسته بودند.
کیفیت برگزاری مراسم اینگونه است که خانواده ها از صبح زود به مزار می روند و هر کدام گوشه ای را انتخاب می کنند و به شکل یک گروه بزرگ دور اقوام و آشنایان خود می نشینند و نوعی صله رحم دسته جمعی انجام می دهند. در مرحله بعد کم کم مردان روستا و ریش سفیدها در نقطه ای از مزار که با موکت پوشیده شده است می نشینند و با هم به گپ و گفت مشغول می شوند و برخی نیز از حاضران پذیرایی می کنند. در مراحل بعد، هر کس از کوچک و بزرگ و پیر و جوان می تواند به آنها ملحق شود و در محفل گرم آنان بنشیند. سپس یکی از ریش سفیدهای محل، شروع به خواندن قرآن و ادعیه می کند. هنگام شروع مراسم رسمی که تقریبا دو ساعت پیش از اذان ظهر آغاز می شود، یکی از مداحان به روضه و نوحه خوانی اهل بیت مشغول می شود و برنامه بعدی سخنرانی یک روحانی است که آنها به محل دعوت می کنند یا از اهالی روستا است. در لابه لای این مراسم مسئولان روستا، درباره اوضاع اقتصادی و عمرانی روستا گزارش می دهند و مردم را در جریان اموری که شورای روستا پیگیر آن است قرار می دهند. در همان حالی که مسئولان روستا گزارش می دهند، متولی مزار و یکی دیگر از مردان روستا برای راه اندازی برنامه های مزار به جمع آوری کمک از حاضران اقدام می کنند. برنامه بعدی پس از سخنرانی و ذکر مصیبت اهل بیت، ناهار است. طبق گفته اهالی، همه خانواده هایی که به مراسم می آیند، بیش از ظرفیت، برنج و گوشت پخت می کنند و به مردانی که در محل تجمع مزار نشسته اند و یا هر کس دیگری که مهمان سرزده ی مراسم آنها باشد، می دهند و خلاصه چیزی از آن غذا را به منزل بر نمی گردانند. اصل این مراسم تا پس از ناهار است و به دلیل اینکه این مراسم در روز جمعه برگزار می شود و فاصله آن هم بسیار به شهر نزدیک است، نماز جماعت اقامه نمی شود و صبر می کنند تا نماز جمعه به اتمام برسد. اما پس از ناهار اختیار با خود مردم است که تا غروب یا هر ساعت دیگری در آنجا حضور داشته باشند و یا به خانه هاشان بروند.
آنچه تاکنون گفتم، فقط در مورد روستای آبلو است. من در مصاحبه با مردم روستا متوجه شدم که روستاهای دیگری نیز شیلان دارند که نام برخی از آنها به شرح زیر است:
آبلو، اطرب، اسرم، طوسکلا، ولاشد، میانگاله، زرندین و...
ممکن است کیفیت این مراسم با هم یکی نباشد و هر روستا طبق عادات و رسوم خود به برگزاری مراسم اقدام می کند. به طور مثال روستای اطرب سه بار در سال این مراسم را برگزار می کند که باید در مصاحبه با آنها از دلایل آن پرس و جو کنم.
در پایان از آقایان سید علی اکبر ابراهیمی آبلویی و حبیب آسوده آبلویی تشکر می کنم که در روز شیلان به بنده یاری رساندند و اطلاعات تکمیلی را در اختیار من گذاشتند و در امر فیلمبرداری نیز با من همراهی کردند.
در پیوند بعدی سعی می کنم چند عکسی که از این مراسم تهیه کردم را روی وبلاگ قرار دهم.